پیش درآمد

 بسم الله الکَمبادِ الحَجیم وَ به نَستَعین

اللّهُم اجعَلنا مِن عِبادِ الاَحمَقین وَ احفِظنا مِن شرّ عَقل الرّجیم

به دفتر آیت الله العظمی حاج سیّد سنبلعلی الموسوی الکمرونی (قدقد سرسره) خوش آمدید.

در اینجا به استعانت از درگاه گاری تعالی و با توسل به پیشابراه ولی کسر آغا امام زنان (اکل الله فرجها التمیز) و نایب برحقش مقام تخمای ولایت وقیح بعضی کار هایی می کنیم، من جمله:

- پاسخ به استفتائات و سوالات شرعی برادران و به ویژه خواهران مکرمه معظمه در بخش استفتائات

- بررسی و نقل روایات و احادیث اهل پیت و خاندان عصمت و عزت و اعظم و این ها در کنز الادیان في معارف بند تنبان

- روایت سوره های انزال شده ای که کاتبان وحی یادشان رفته بنویسند در جلد دوّم قرآن کریم

- آوردن اشعار هپروتی در کرسي الاشعار

- برخی نکات غیر طنز در ازشوخی گذشته

لذا از عمّت همیشه در پهنه استدعا دارم بنده حقیر فقیر را با نظراتشان مورد عنایت قرار دهند.

درباره پیوند های دوستان:

ازآنجایی که فهرست بلندی از وبلاگ های دگراندیش، خردگرا و دین ستیز وجود دارد و همه این ها خود بخود از دوستان من شمرده می شوند و به دلیل این که آوردن فهرست همه این ها در برگه نخست امکان پذیر نیست، یک برگه جداگانه به نام پیوند های دوستان برای این فهرست فراهم کرده ام.
البته به حق پنج تُن آل خلا، پنج، شش، هفت، هشت ده بلاگی که بیشترین ارجاع را به دفتر ما داشته باشند و از مُتکلّکین باشند (کسانی که زیاد کلیک می کنند) مورد عنایت خاص قرار گرفته و همین بغل دست خودمان جای خواهند داشت!

و من الله التّوقیف و علیه التّکان تکان

الاحمق

حاج سیّد سنبلعلی الموسوی الکمرونی
سی و دویّم شمادی التنبل 1428

بیضیه قم

پی نوشت: چنانچه از فیلتر شکن بهره می جویید، ممکن است پیوند هایی که در گروه سیاهه نوشته ها جای دارند درست کار نکنند.

بیانیه مهم حضرت آیت الله حاج سیّد سنبلعلی در مورد انتخابات ریاست جمهوری

نصف الله الکمباد الحجیم و به مستقین

اللّهم کون ولیک و فرج امّها الحجّة اُبنة الحسن و لواطک علیه و علی ابنائه في هذه السّاعة و في کلّ السّاعة وقیحاٌ و غاصباٌ و فاسقاٌ و فاسداٌ و ذلیلاٌ و رذیلاٌ حتی تسکن فیه نعوظنا الطّویلاٌ

ملت شنیع پرور ایران

بار دیگر به هول و قوره الهی و با عنایات ولی عصر (مصدق السابق و البهلوی الاسبق) اعدائنا له الفدا، دست خدا از شلوار بسیجی بیرون آمد و این اسطوره زمان و فرزند عجیب الخلقه امام زنان، محمود اجنبی نژاد یک دوره دیگر به خدمتگزاری مسلمین انتخاب شد و بدینوسیله  مشت محکمی به حضور پرشور مردم در پای صندوقهای رای و نیز به دهان ایادی استکبار و صهیونیسم جهانی، یعنی نخست وزیر دوران امام قاتل، رییس دو دوره مجلس و فرمانده سپاه پاسداران در زمان جنگ زده شد.

لذا حقیر این پیروزی بزرگ را به پیشابراه امام زنان و مقام تخمای ولایت وقیح تبریک و به مردم ایران تسلیت عرض نموده، برای بازماندگان صبر جمیل از گاری تعالی مسألت دارم.

الاحمق
سیّد سنبلعلی الموسوی الکمرونی
نازدهم جوادی الجانی 1430 هق
بیضیه قم

عبدالله بنده کدام خدا بود؟

سلام و صد لواط خدمت حضرت ایت الله کمرونی (ص)
استاد گرامی بنده یک سوالی داشتم . من تا حالا این سوا را از هر کدام از همکاران شما پرسیدم گوز پیچ شدن و توان پاسخ گویی نداشتند .
سوال من این است . اسم پیامبر اسلام محمد ابن عبد الله بوده
و همان طور که همه میدانند نام پدر این حضرت عبدالله بوده
حالا دقت کنید معنی کلمه عبدالله یعنی بنده خدا
عبد = بنده الله = خدا
خوب مگر ما نمیگوییم قبل از مبعث پیامبر اکرم مردم عربستان و اطراف تا هفت جد بت پرست و مشرک بودند پس چرا اسم پدر محمد عبدالله که یعنی بنده خدا . بوده ؟
با تشکر از شما

هو المعدوم
عرض شود خدمت برادر معظم که آن الله که پدر رسول الله (ض) بنده اش بود، در اصل همان لات بت بزرگ کعبه است که “ال” معرفه سرش چسبیده و شده اللّاة و “ة” آخرش هم بدل به “ه” شده و شده الله.
یعنی حضرت رسول (ض) درست مثل ایران خودروی خودمان که طراحی انگلیسی را از یک شرکت تایوانی خریده و موتور فرانسوی رویش گذاشته و در ایران به نام خودروی ملی (سمند) تحویل مردم داده عمل کرده و نام خدایش را از بت بزرگ کعبه، احکام نماز و روزه اش را از یهود، بهشت و دوزخش را از زرتشت، پزشکی اش را از جالینوس، اختر شناسیش را از بطلمیوس و … گرفته و کمی هم آب تویش فرموده و چند دیّوس دیگر هم بعدا سوشیانس زرتشت را که مسیحیان هم کپی اش کرده اند، به نام نامی ولی عصر آغا امام زنان آکل فرجه اللطیف، تحویل خلق الله داده اند.
والله اعلم

سیّد سنبلعلي الموسوي الکمروني
دوازدهم جوادی الجانی 1430 هق
بیضیه قم

احکام غسل

باعرض سلام و خسته نباشید پسر هستم شیعه از کشور افغانستان در حدود سیزده سال می شود که در کشور تاجکستان زندگی می کنم و در باره ای مسائیل دینی هم اطلاعات خوب ندارم . از شما خواهشمندیم تا دستور غسل را هر چی خوب تر برایم توضیح بدهید . تشکر

هو المغسول
غسل به دو نوع است: التماسی و ترتیبی
روش التماسی برای آن موقعی است که طرف التماس می کند به شما که فشار ندهید، اما شما به حکم الهی “فشروا و فشر الله و الله خیر الفاشرین” و یاری امام زنان غشار زیاد می دهید و قص علیهذا.
در این روش شما می توانید به یکباره تمام بدن را زیر آب ببرید، مثلا شیرجه بزنید داخل حوض یا استخر.
البته اگر آب کافی در دسترس نبود می توانید شیرجه بزنید توی خاک و ماسه و پهن و هر چیزی که دم دستتان بود.
اگر نتوانستید توی خاک شیرجه بزنید، باید خودتان را بیندازید روی خاک و غلت بزنید تا همه جایتان خاکی شود که این کار را علما “خر غلت” هم می گویند.

غسل ترتیبی مال زمانی است که شما ترتیب طرف را داده اید، اما آنقدر فشار نداده اید که ایشان به التماس بیفتد و تریبت آن بدین صورت است که بدن را از فرق سر تا نوک پا به دو نیمه چپ و راست تقسیم می کنید و ابتدا نیمه راست را می شویید و سپس نیمه چپ را.
نکته مهم اینجاست که عضو نعوظ و بیضتین شریفین نیز باید به همین منوال نصف شوند و احوط آن است که به وسیله یک روان نویس یا ماژیک، روی آن ها خط بکشید تا نیمه راست و چپشان معلوم باشد.
سوراخ مقعد که همانند خدای واحد، یکی است، فرقی نمی کند که با نیمه راست شسته شود یا چپ، لکن مستحب است که با هر دو شسته شود و هر بار دو بند انگشت در آن کرده و سه دور بچرخاند و بگوید:
اللّهم انّی مَقعَدُکَ وَ اَنتَ مَقعَدی فَطَهِّر مَقعَدی بطَهارَتِ اَفواهِ رَسولِکَ وَ اَهلِ بَیتِهِ الطّاهِرین

الله اعلم
الاحمق

سیّد سنبلعلي الموسوي الکمروني
یکم جوادی الجانی 1430 هق
بیضیه قم

انتخابات

استاد عزیزم با توجه به اینکه انتخابات نزدیک است .حکم شما در مورد انتخابات چیست ؟. خواهش میکنم مطلبی کامل و جون دار در این مورد بنویسید ما خسته شدیم از بس مطالب قدیمی رو خوندیم این وب سایت بیننده ثابت داره خواهشا حضرت ما تحت مبارک را تکان دهید و از وباسیل که گشادی به وجود میاورد رهایی پیدا کنید .
و برای ما مطالب جدید بنوسید تااین بچه مسلمونا بجای رفتن به سایت ها مستهجن و کف دستی با خواندن مطالب اموزنده به اهل پیت نبوت و ظهارت نزدیک شوند. و شما ثوابی بیشتر ببرید تا در ان جهان دو تا حوری بیشتر کاسب شوید
با عرض معضرت از جسارتی که کردم . والله جسور

استاد عزیزم با توجه به اینکه انتخابات نزدیک است .حکم شما در مورد انتخابات چیست ؟. خواهش میکنم مطلبی کامل و جون دار در این مورد بنویسید ما خسته شدیم از بس مطالب قدیمی رو خوندیم این وب سایت بیننده ثابت داره خواهشا جضرت ما تحت مبارک را تکان دهید و از وباسیل که گشادی به وجود میاورد رهایی پیدا کنید .
و برای ما مطالب جدید بنوسید تااین بچه مسلمونا بجای رفتن به سایت ها مستهجن و کف دستی با خواندن مطالب اموزنده به اهل پیت نبوت و ظهارت نزدیک شوند. و شما ثوابی بیشتر ببرید تا در ان جهان دو تا حوری بیشتر کاسب شوید
با عرض معضرت از جسارتی که کردم . والله جسور
برادر victor در نظرات

نصف الله الرحمن الرحیم
و نصفه قوّاد الهزیم
الحمد لله الّذی خَلَقَ الاَدَمَ ثُمّ ضَرَبَ سُوراً بالدّاروین و خَرَجَ القِردَ مِنَ الادَمِ وَ هُو رَئیسنَا وَ قائدنا المَحمُودَ الاَحمَدي و الصَّلاةُ و المَلاةُ و النّباةُ عَلی سَیّدنا و مَیّتنا ابالفاسِدِ مُحَمّد وَ عَلی آله الواضلینَ المَسمُومین وَ رَحمَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهم اَجمَعین اِلی قیامِ یَومِ الفین

از آنجای که انتخاب نامزد اصلح از واجبات قینی است، علیرغم توصیه امام قاتل که فرموده بودند: “آخوند باید برد در حوزه” وظیفه شرعی خود دیدم که با استعانت به پیشابراه امام زنان، ارشاداتی در این زمینه مبذول و مرقوم دارم.
ابتدائا معرفی مختصری از نامزد ها:

-برادر محمود که معرف همگان هستند، چه از نظر سیرت و چه از باب صورت ایمان و صداقت و کثافت از چهره ایشان می بارد و آثار عبودیت در چهره ایشان نمایان است و از این باب هیچکدام از نامزد ها به گرد ایشان هم نمی رسد.
اما در باب سوابق، بحمدالله از زمان صدارت ایشان دنیا شاهد برکات فراوانی شد از جمله برادران حزب الله لبنان و فلسطینی هایی که البته به ما “روافض” می گویند و برای به درک واصل شدن صدام تعطیل عمومی می گیرند، اما خوب چون با جهود ها می جنگند اشکالی ندارد.
ایضا برادران کمونیست ما در بولیوی و پرو و امثالهم از برکت دولت امام زنان صاحب خانه و کارخانه شدند که جای شکر بسیار دارد.
همینطور برادران صنعتگر ما در چین با ارسال کفش و آفتابه و سبد و پارچه و این ها مملکت ما را آباد کردند که با جای تقدیر بسیار دارد.
البته مهم تر از همه آوردن نفت بر سر سفره مردم بود که خدا وکیلی ما از هرکس پرسیدیم گفتند درست است و از زمان روی کار آمدن دولت امام زنان نانمان بوی نفت می دهد.
از دیگر برکات دولت ایشان برکات علمی و فرهنگی بود که شما دیدید چقدر آسان کسانی را که در زمان طاغوت به جرم های ناموسی زندانی کرده بودند، ایشان مدرک دکتری دادند و وزیر و وکیلشان کردند و این همان کارخانه انسان سازی است که امام قاتل فرموده بودند. یعنی شما بیایید از یک آدم فاسد و تجاوز کار، یک دکتر و وزیر بسازید که کار بزرگی است.

- برادر میرحسین که سید الاغ پیغمبر هم هستند و از این نظر منحصر به فردند در بین نامزد ها و ایشان در زمان جنگ تکمیلی صدر اعظم بودند و سوابق درخشانی در امور کوپن و دفترچه دارند.
همسر مکرمه ایشان هم افاضاتی در باب حقوق زنان و برخورد نیروهای امام زنان با ایشان کرده اند که ما را یاد نطق های برادر محمود انداخت که می فرمود “راستی مگر مشکل مملکت ما این است که فلان جوان چطور لباس می پوشد و مویش چطور است”
که خوب اگر به تاریخ اسلام اشراف داشته باشید می دانید که این مادرقحبگی ازسنن حسنه رسول الله است و ایشان هم در ابتدای رسالتشان همه اش حرف های خوب می زدند و نوید می دادند و بعد که مکه را گرفتند به یاری گاری تعالی تخم همه را کشیدند.

- شیخ کروبی هم که معرف حضور هستند و ایشان در سوابقشان ریاست مجلس را هم در کیسه دارند و از رجال نامی سیاسی بوده اند و شعارشان هم این است که برای تغییر می آیند که به گوشمان آشناست ولی هر چه فکر می کنیم یادمان نمی آید کجا شنیده بودیم این را.
باری، ایشان در پیامی که فرستاده بودند و ما هم خواندیم فرموده بودند که دوست داشتند که یک تلویزیونی برپا کنند و با مردم نزدیکتر شوند، اما گویا با ایشان مخالفت شده و ایشان هم بی خیال شده اند.
حالا ما مانده ایم که ایشان با این سوابق و دک پز، یک تلویزیون ناقابل برای خودشان نتوانسته اند درست کنند، حالا می خواهند چی چی را تغییر بدهند، لابد جای گرم و سرد شیر آب مستراح ها را، الله اعلم.

- یکی هم بود که به نام شعله سعدی که ایشان به جهت سوء قصدی که قبلا به بیضه مبارک مقام تخمای ولایت وقیح کرده بودند، بیم آن می رفت که اگر رییس جمهور شوند بیضه های مبارک را بکشند و مقام تخما نعوظی بالله اخته شوند که برادران به هول و قوره الهی جلوی این امر را گرفتند.

درباره بقیه شان هم بعدا عرایضی خواهیم فرمود، Nشاف الله

الاحمق

سیّد سنبلعلي الموسوي الکمروني
بیستم جوادی المنقل 1430 هق
بیضیه قم

احکام نماز در قطبین

مسلمي هستم از اهالي قطب كه به تازگي طوق عبوديت را به گردن انداخته ام . با توجه به اينكه اينجا خشكي ندارد و همه چيز روي آب بنا شده ، حكم نماز من چيست ؟ آيا نماز بروي آب اشكالي ندارد ؟
- با توجه به اينكه اينجا آب فورا يخ ميزند احكام طهارت و غسل و وضو ي ما چگونه است ؟توجه داشته باشيد كه فرصت ما براي خيس ماندن 15 ثانيه است !!!!
- چون اينجا شش ماه شب است شش ماه روز ، ما اين نمازهاي يوميه را چگونه بخوانيم و اوقات شرعي را چگونه كشف نماييم ؟آسمان اينجا هم مدام خراب است و ستارگان معلوم نيستند !!!

هو المنجمد
- روایت است که رسول الله زمانی که به قصد راهزنی،…  استفرغ الله جهاد در راه خدا در جنگ بودند گاهی محبور می شدند که نماز را روی اسب بخوانند.

از اینجا می فهمیم که خواندن نماز بر روی چیز هایی که می جنبند، چه زنده باشند و چه بیجان، اگر اضطرار ایجاب کند بلا اشکال است.
- در باب وضو و غسل خوب اگر آب نباشد یا به دلیل سردی نتوانید با آب وضو بگیرید، به جایش تیمم کنید.
حالا اگر در قطب خاک هم پیدا نمی شود می توانید پهن خرس و گوزن قطبی را بگذارید خشک شود و آن را بکوبید تا خاک شود و با آن تیمم کنید.
فقط توجه داشته باشید که آقایان به حیوان نر و خانم ها به حیوان ماده می توانند اقتدا نمایند.

- همانطور که می دانید در زمان انزال قرآن، خداوند هنوز قطبین را نیافریده بود و به همین جهت هم هست که در قرآن بدان ها اشاره ای نشده و در حدیث و روایات نیز حکمی درباره اوقات شرعی در قطبین نداریم.
اما به لطف فقه پویای شیره اثنی حشری، خداوند تغارک و تبالی درش را به روی بندگان گشوده نگاه داشته تا نسیم هدایتش همواره به ما برسد.
هر انسان سالمی در روز 3 بار برای دفع به بیت الخلا می رود. لذا شخص یکی را به عنوان اذان صبح مبدا بگیرد، پس دوّیمی می شود صلاة ظهر و سیّمی مغرب شرعی.

البته انسان سالم در بین این سه وعده معمولا چند گوز هم می دهد که مستحب است پس از هر گوز یک جزء قرآن یا دو رکعت نافله بخواند.

اما گاهی هم مزاج آدمی تغییر می کند.
در این صورت چنانچه مزاجش روان بود و مبتلا به اسهال بود و مثلا به جای 17 رکعت، 33 رکعت در شبانه روز خواند، خداوند بر او سخت نمی گیرد و ملایک ثواب اضافی آن را به حسابش خواهند نوشت.
اما اگر نعوظ باللّاة دچار قبض مزاج و یبوست شد، بایستی پس از بهبودی، کفاره بدهد و همچنین قضای نماز های نخوانده را بخواند.
کفاره هر رکعت نماز منقضی در قطب عبارت است از این که یک خرس قطبی نر یا دو خرس قطبی ماده را سیر بکند.

والله العالم

الاحمق

سیّد سنبلعلي الموسوي الکمروني
چهاردهن جوادی المنقل 1430 هق
بیضیه قم

مرتد فطری

هو القواد
با سلام و والصلات خدمت آیت الله الکمرونی

اینجانب با خواندن کتابهای ضاله مثل تولدی دیگر 23 سال و … به کفر گراییدم و با توجه به اینکه مسلمان بودم و کفر خود را بارها به زبان آوردم حکم مرتد فطری را دارم اما چند بار بعد از رفتن به استخر و فرو رفتن در آب داغ جکوزی به فکر جهنم افتاده و از ترس سیخ داغ و مار غاشیه میخواهم دوباره مسلمان شده و به آغوش اسلام و ائمه اطهار و مخصوصن امام زنان بازگردم و کارهای استشهادی انجام دهم و در یک کلمه خود را به … بدهم .
آیا با توجه به حکم مرتد فطری بودنم راهی برای بازگشت به اسلام این بنده وجود دارد یا خیر؟

هو المُجیبُ الاُسکُلین

بله، درب خداوند قاطر متقال و آغوش و فرج امام زنان همیشه به روی “عباد الاسکلین” باز است.
اما از آن جایی که شما یک بار مرتد شدید و کون کردید اسلام را (به لهجه گیلکی یعنی به اسلام پشت کردید)، حکمتان فرق می کند.
اگر از اول مسیحی و جهود و زندیق و گبر و کافر بودید و حالا به اسلام مشرف می شدید، مشکلی نبود که هیچ، تازه اگر مو بور و چشم آبی بودید، در مملکت امام زنان کلی حقوق و مزایا و مصاحبه تلیویزیونی و این ها هم علیحده می بود.
اما در مورد شما، شرط پذیرش استفراغ و توبه و شفاعت ائمه اشغال آن است که نخست حد شرعی ارتداد در موردتان اجرا شود.
پس به ترتیب این کار ها لازم است:
اول اعدام می شوید
بعد یک بار دیگر ختنه اسلامی می شوید
بعد به آغوش فرج امام زنان مشرف می گردید.

البته اگر اناث باشید و باکره ترتیبش بدین شرح است:
اول بکارتتان به دست برادران سه پایی زایل می شود
بعد اعدام می شوید
بعد به آغوش رسول الله (ض) مشرف می گردید.

والله العالم

الاحمق

سیّد سنبلعلي الموسوي الکمروني
بست سیّم رفیق الجانی 1430 هق
بیضیه قم

سوره مبارکه نبأ-3

بخش پایانی

مسلما پرهيزگاران را رستگارى است (۳۱)
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ﴿۳۱﴾

باغچه‏ها و تاكستانها (۳۲)
حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ﴿۳۲﴾

و دخترانى همسال با سينه‏هاى برجسته (۳۳)
وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ﴿۳۳﴾

و پياله‏هاى لبالب (۳۴)
وَكَأْسًا دِهَاقًا ﴿۳۴﴾

در آنجا نه بيهوده‏اى شنوند و نه [يكديگر را] تكذيب [كنند] (۳۵)
لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿۳۵﴾

[اين است] پاداشى از پروردگار تو عطايى از روى حساب (۳۶)
جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَابًا ﴿۳۶﴾

بالاخره گاری تعالی پس از فراغت از فروکردن هیزم گداخته در ماتحت نافرمانان، به امورات پرهیزگاران می پردازد.
البته در اینجا به زیرکی پرهیزکاری در برابر نافرمانی از گاری تعالی قرار می گیرد، یعنی مردم یا مطیع الله اند و بهشتی، یا نافرمان و جهنمی. در واقع گاری تعالی در اینجا از تکنیک Subliminal Advertising بهره برده اند و همین است که بیشتر مردم ناخودآگاه سرپیچی از خدا را با بی اخلاقی یکی می دانند.
اما در آیات 32 تا 34 خداوند به توصیف جایزه ای که در انتظار پرهیزگاران است می پردازد که باز هم به سان جهنم، مشخصاتی درخور عرب بیابانگرد دارد.
باغچه و تاکستان قطعا آنقدر برای یک فرانسوی یا ایتالیایی و مانند آن معمولی اند که وعده دادن آن در قرآن چیزی جز هرز نمودن کلمات نیست.
اگر گزارشگران آب و هوای کشورهای امپریالیستی را دیده باشید روزهای آفتابی را nice & shiny می گویند، حال آن که خشکی زدگان و آفتاب سوختگان حجاز روز های ابری برایشان بسیار دلپذیرتر است. از این رو شاید اگر رسول الله (ض) در آلپ ظهور می فرمود و می گفت یک ساحل زیبا با آفتاب همیشگی، کلی جماعت بریتانیایی و اسکاندیناوی به جای مسیحی شدن، مسلمان می شدند.

اما در آیه 33 که سکسی ترین آیه قرآن هم هست، گاری تعالی باز هم از تکنیکهای تبلیغاتی امپریالیستی بهره می جوید و با توصیف شهوت انگیزی از سینه ها دختران کم سن و سال، هم مهر تاییدی به گرایشات پدوفیلی رسول اکرم و پیروانش می زند و هم مشت محکمی به دهان یاوه گویانی که امروزه می گویند چرا در غرب از زن استفاده ابزاری می شود و در اسلام زن چنین است و چنان.

در آیه 34 هم باز تلنگری به گرمای بیابان و تشنگی صحراگردان می زند و ایشان را به نعمت دست نیافتنی (!) نوشیدنی فراوان امیدوار می کند.

و همه این ها یعنی باغچه و دختران سینه برجسته و پیمانه های لبالب لابد آنقدر ارزش دارند که الله به آن ها به عنوان پاداشی سخاوتمندانه افتخار کند!
برخی مفسرین می گویند گاری تعالی به این زبان با مردم سخن گفته تا در ایشان اثر کند. به عبارتی چنین تمثیل هایی به دلیل مقتضیات زمان و فهم کم مردم در آن روزگار بوده.
در پاسخ به این دسته باید گفت: آخر الاغ! مگر خداوند عالم و قادر مطلق مثل من و شما است که مجبور به مقتضیاتی مثل زمان و فهم مخاطبین باشد. آری اگر من و شما بخواهیم برای مردم سخن بگوییم، مجبوریم متناسب با درک شنونده سخن بگوییم. آمّا آیا خدای بیکران هم مجبور است که قرآنش را پر از جفنگیات دختران سینه اناری و میخ بودن کوه ها و فرش بودن زمین و فرورفتن خورشید در چشمه گل آلود و تیراندازی فرشتگان به جنیان و … بکند؟ این ها همه اش حکمت دارد اما ما نمی فهمیم!

============================
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است بخشايشگرى كه كس را ياراى خطاب با او نيست (۳۷)
رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿۳۷﴾

در اینجا گاری تعالی به آسمان و زمین و هرچه میان این دو هستند اشاره می فرماید.
از این تعبیر همچنان که در جاهای دیگر فرموده که زمین را فرشی گسترده کرده و آسمان را سقفی برای آن ساخته، می فهمیم که جهان مانند اتاقی است که کف و سقف دارد اما ستونهایش نادیدنی هستند و چیزی هم مثلا در زیر زمین نیست چرا که اگر باشد لابد الله، پروردگار آن نیست.

================================
روزى كه روح و فرشتگان به صف مى‏ايستند و [مردم] سخن نگويند مگر كسى كه [خداى] رحمان به او رخصت دهد و سخن راست گويد (۳۸)
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿۳۸﴾

اینجا هم گاری تعالی بار دیگر نبوغ خود را به نمایش می گذارد. بدین ترتیب که ایشان تنها به کسانی اجازه سخن گفتن می دهند که راست می گویند.
خوب اگر خداوند قبل از گفتن سخنی بداند که راست است یا دروغ، چه نیازی به گفتن آن است؟!
اصلا مگر نه این که گاری تعالی همه چیز را می داند؟ پس روز حساب و زبان گشودن اعضای آدمی برای چیست؟ دادگاه بشری برای این است که شاکی و متشاکی چیزهایی را که قاضی نمی داند به او بگویند تا او داروی کند. خدای متعال که همه چیز را می داند، نعوظی بالله مرض دارد که همه را به صف کند تا شهادت دهند؟!
پاسخ این است که خداوند چنین می کند تا عدالتش را نشان دهد. اما این بدین معنی نیست که خداوند نعوظی بالله عقده خود کم بینی دارد که هی صفاتش را به رخ بندگان ناتوان بکشد.

=========================================
آن [روز] روز حق است پس هر كه خواهد راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجويد (۳۹)
ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا ﴿۳۹﴾

در باب این آیه راستش ما نفهمیدیم که بالاخره او هرکه را بخواهد راهنمایی می کند (یهدی من یشاء) و هر که بخواهد بیراه می گذارد، یا این که بندگان هر کدام که بخواهند راهی به سوی پروردگارشان می یابند یا این که اصلا هرکی هرکی است و هرکس هر غلطی خواست می کند و به کسی هم مربوط نیست!

======================================
ما شما را از عذابى نزديك هشدار داديم روزى كه آدمى آنچه را با دست‏خويش پيش فرستاده است بنگرد و كافر گويد كاش من خاك بودم (۴۰)
إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا ﴿۴۰﴾

در اینجا هم گاری تعالی باز به عذابی نزدیک اشاره می فرماید که این که کافر می گوید کاش من خاک بودم بیشتر برای جور آمدن قافیه “خطابا، صوابا، مآبا” آمده و از آن چیز هایی است که می گویند چون قافیه تنگ آید، نعوظی بالله شاعر به جفنگ آید.

والسلام علیکم و زحمة الله و درکاته

سوره مبارکه نبأ-2

بخش دویّم

قطعا وعدگاه [ما با شما] روز داورى است (۱۷)
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا ﴿۱۷﴾

در این آیه مترجم محترم به نیت ماله کشی (قربتاً الی الله) “یوم الفصل” را “روز داوری” ترجمه فرموده اند، در حالی که ترجمه صحیح چنانکه مترجم دیگری آورده اند: “روز جدايي ميعاد همگان است”، “روز جدایی” است. بدین ترتیب گاری تعالی می فرماید که روز جدایی، روز دیدار است و این از نشانه های اعجاز قرآن است که چنین استادانه موضوعات بی ربط و حتا نقیض هم را به هم ربط می دهد وگرنه هیچ خری غیر از گاری تعالی جدایی و وعده داوری را به هم ربط نمی دهد.
==============

روزى كه در صور دميده شود و گروه گروه بياييد (۱۸)
يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا ﴿۱۸﴾

در این آیه اشاره به “نفخ صور” شده است. همچنانکه می دانید گاری تعالی همه امورات مربوط به روح را با نفخ و باد مقدر فرموده اند. یعنی در موقع خلقت آدم، روح را در گل او فوت فرمودند (نفختُ فیه من روحی) و در هنگام رستاخیز هم در یک بوق عظیم فوت می شود تا مردگان برخیزند.
پس از اینجا به اهمیت نفخ می رسیم و این که نفخ و باد همان جزء الهی انسان است. پس هر کس که بادی از خود خارج می کند، ناخواسته به وحدانیت خداوند شهادت می دهد.
همچنین در اینجا گفته می شود که مردم فوج فوج به پیشگاه خداوند حاضر می شوند و نه به یکباره و آنی. پس می فهمیم آنچنان که برخی می گویند خداوند تبارک و تعالی بی زمان نیست، چرا که اگر چنین بود همه خلایق به یکباره و طرفة العین می آمدند.
=========================

و آسمان گشوده و درهايى [پديد] شود (۱۹)
وَفُتِحَتِ السَّمَاء فَكَانَتْ أَبْوَابًا ﴿۱۹﴾

در این آیه مانند آیات دیگر مشابه به وجود در هایی درآسمان اشاره می شود که این ها همن درهایی هستند که جنیان برای استراق سمع و شنیدن وحی به پشت آن ها می رفتند و ملایک نگهبان آسمان هم به سوی ایشان تیرهایی که همان شهاب ثاقب هستند پرتاب می کردند.

======================
و كوهها را روان كنند و [چون] سرابى گردند (۲۰)
وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا ﴿۲۰﴾

در این آیه به روان شدن کوه ها اشاره می شود و این از نشانه های قیامت است، وگرنه در غیر قیامت، کوه ها میخ هایی استوار هستند که زمین را نگه می دارند. حال برخی می خواهند از این تعبیر به حرکات پوسته زمین برسند که باید به ایشان گفت ازآن جایی که این تعبیر برای روز قیامت است و یک حالت استثنایی است، این برداشت صحیح نیست.
===========================

[آرى] جهنم [از دير باز] كمينگاهى بوده (۲۱)
إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا ﴿۲۱﴾

[كه] براى سركشان بازگشتگاهى است (۲۲)
لِلْطَّاغِينَ مَآبًا ﴿۲۲﴾

در این دو آیه گاری تعالی قبل از آن که سخنی از رحمت و رحمانیت و بهشت بزند، یکراست می رود سراغ جهنم و کمینی که برای انتقام از
سرکشان کرده و نشان می دهد که تا چه حد برای فرو کردن سیخ داغ به نافرمانان لحظه شماری می کند.
همچنین در اینجا نمی گوید که سرکشان به جهنم می روند، بلکه می فرماید “باز می گردند” و بازگشت برای کسی است که از جایی آمده باشد و سپس بدان باز گردد. پس می فهمیم که سرکشان از جهنم آمده اند و بدان باز می گردند. پس سرکشان از نسل آدم ابوالبشر که از بهشت به زمین آمده اند نیستند. پس مردم یا بهشتی اند و یا جهنمی و هر چه بکنند به همانجایی که آمده اند باز می گردند.
===================

روزگارى دراز در آن درنگ كنند (۲۳)
لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا ﴿۲۳﴾

در آنجا نه خنكى چشند و نه شربتى (۲۴)
لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا ﴿۲۴﴾

جز آب جوشان و چركابه‏اى (۲۵)
إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا ﴿۲۵﴾

كيفرى مناسب [با جرم آنها] (۲۶)
جَزَاء وِفَاقًا ﴿۲۶)

در آیه 23 می فرماید “روزگاری دراز” و به نظر می رسد این با “خالدون” که در جاهای دیگر آمده است تناقض داشته باشد، اما ندارد و دراز با دراز فرق دارد. یعنی وقتی ما می گوییم دراز یعنی دراز، اما وقتی گاری تعالی می فرمایند دراز یعنی همان بی نهایت و جاویدان و این از حکمت الهی است که یک جا بگوید دراز و یک جا بگوید جاودانه و بی نهایت.
در آیات 24 و 25 اشاره به این دارد که در جهنم آب خنک وجود ندارد و آب جوش هست. حال ممکن است کسی بگوید که این جهنم برای کسانی که در بیابان هایی مثل عربستان، آن هم در زمانی که نه کولری بود و نه آب سردکنی زندگی کرده اند ترسناک باشد و آن فرد دانمارکی یا آلاسکایی یا سیبریایی اتفاقا آرزوی آب جوش دارند که یک قهوه داغی با آن درست کنند و نظایر این.
در پاسخ به اینان باید گفت که آن زمان که این آیات انزال شدند، گاری تعالی هنوز قطبین زمین را نیافریده بود، پس جهنمی هم که درخور اسکیمو ها باشد هنوز نساخته بود و جهنم مذکور از برای بادیه نشان عرب است و بس.
=======================

آنان بودند كه به [روز] حساب اميد نداشتند (۲۷)
إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا ﴿۲۷﴾

و آيات ما را سخت تكذيب مى‏كردند (۲۸)
وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا ﴿۲۸﴾

و حال آنكه هر چيزى را برشمرده [به صورت] كتابى در آورده‏ايم (۲۹)
وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا ﴿۲۹﴾

پس بچشيد كه جز عذاب هرگز [چيزى] بر شما نمى‏افزاييم (۳۰)
فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا ﴿۳۰﴾

در آیات بالا هم چیز مهمی نیست الا رجز خوانی هایی که گاری تعالی به وفور در کتابشان فرموده اند.

سوره مبارکه نبأ

بخش نخست
درباره چه چيز از يكديگر مى‏پرسند (۱)
عَمَّ يَتَسَاءلُونَ ﴿۱﴾

از آن خبر بزرگ (۲)
عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿۲﴾

كه در باره آن با هم اختلاف دارند (۳)
الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿۳﴾

نه چنان است به زودى خواهند دانست (۴)
كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿۴﴾

باز هم نه چنان است بزودى خواهند دانست (۵)
ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿۵﴾

در این آیات گاری تعالی به “خبر بزرگی” اشاره می فرمایند که بزودی معلوم خواهد شد. برخی مفسرین در تفسیر این آیات، خبر بزرگ را به روز قیامت تعبیر نموده اند اما از آنجایی که دو بار و به شدت تاکید شده که “به زودی” دانسته خواهد شد، این تعبیر صحیح نیست. چرا که از زمان انزال آیات 14 قرن و اندی گذشته و هنوز هم خبری نشده. برخی هم آن را به ظهور آغا امام زنان تعبیر کرده اند که آن هم به همان دلیل و گیر کردن آغا در چاه درست نیست.
لذا با توجه به اشاره “دختران سینه برجسته” که در آیات بعدی به آن خواهیم رسید، به نظر می رسد “خبر بزرگ” چیزی مثل کشف قاره امریکای جنایتکار به دست “کریم پوست کلفت” باشد.

=========================
آيا زمين را گهواره‏اى نگردانيديم (۶)
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿۶﴾

و كوهها را [چون] ميخهايى [نگذاشتيم] (۷)
وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿۷﴾

در این آیات، گاری تعالی به موضوع آفرینش زمین اشاره می فرمایند و زمین را به گهواره و کوه ها را به میخ تشبیه نموده اند که این تشبیه اخیر چندین بار در قرآن مجید اینها به کار برده شده است.
از این تشبیهات می فهمیم که برخلاف آنچه که دانشمندنمایان بی خدا که علمشان به قول فرمایش استاد فرزانه “علامه جواتی اُمّلی” به درد هیچ نمی خورد، زمین نه گرد است و نه می چرخد، بلکه مثل گهواره تاب می خورد و کوه ها هم میخ هایی هستند که این گهواره را نگه می دارند.
حال برخی از مسلمان نمایان خودفروخته سعی می کنند تا کلام الهی را قلب به گفته های این دانشمند نمایان از خدا بی خبر کنند که باید به ایشان گفت آخر ای گوسفندان ابله! گاری تعالی نعوظی بالله خر نبود که! اگر می خواست تشبیهی بکند که معنی گرد بودن و گردش آن به دور خورشید از آن به دست بیاید، خوب می کرد. مگر نه این که ما ادعا داریم قرآن کمال فصاحت و بلاغت است؟ خوب این را هر خری می فهمد که خداوندی که کمال دانش است، اگر می خواست بگوید زمین گرد است، تشبیهی می کرد که ربطی به آن داشته باشد. نعوظی بالله مرض که نداشت تشبیه و تمثیل عوضی بکند.
همچنین این آیات و آیات مشابه نشان می دهند که کشفیات دانشمند نمایان بی دین درباره این که کوه ها در اثر حرکت و چین خوردگی پوسته زمین به وجود آمده اند صحیح نیست، بلکه خداوند همان موقعی که زمین را می آفرید، کوه ها را هم به آن میخ کرد تا زمین از آسمان نیفتد.

========================

و شما را جفت آفريديم (۸)
وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا ﴿۸﴾

و خواب شما را [مايه] آسايش گردانيديم (۹)
وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا ﴿۹﴾

و شب را [براى شما] پوششى قرار داديم (۱۰)
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا ﴿۱۰﴾

و روز را [براى] معاش [شما] نهاديم (۱۱)
وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا ﴿۱۱﴾

در این آیات، خداوند به موضوع جفت بودن انسان ها اشاره می کند و بدین ترتیب به ایشان می فرماید که ایشان جفت هستند و این یکی از معجزات علمی قرآن است. یعنی تا آن روز مردم فکر می کردند آدم ها طاق هستند و پس از انزال این آیات فهمیدند که نه خیر جفت هستند.
همچنین به روز و شب اشاره می فرماید و ما امروز می دانیم که مردم شب ها می خوابند و روز ها کار می کنند، ولی پیش از آن که مردم در جهالت و نادانی بودند گمان می کردند که اینطور نیست که مردم روز ها کار کنند و شب ها بخوابند.
همچنین دراینجا قرآن بار دیگر خط بطلان بر گفته دانشمند نماهای از خدا بی خبر می کند که می گویند در قطبین زمین شش ماه روز است و شش ماه شب!
آخر ابله ها! مگر انسان خرس است که شش ماه بخوابد؟ پس می فهمیم که اینطور نیست که انسان شش ماه بخوابد و شش ماه کار کند.

============================

و بر فراز شما هفت [آسمان] استوار بنا كرديم (۱۲)
وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا ﴿۱۲﴾

و چراغى فروزان گذارديم (۱۳)
وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا ﴿۱۳﴾

و از ابرهاى متراكم آبى ريزان فرود آورديم (۱۴)
وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا ﴿۱۴﴾

تا بدان دانه و گياه برويانيم (۱۵)
لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا ﴿۱۵﴾

و باغهاى در هم پيچيده و انبوه (۱۶)
وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا ﴿۱۶﴾

در آیه دوازده خداوند به مساله هفت آسمان و مرکزیت زمین در عالم اشاره می فرمایند که بطلمیوس قرن ها قبل از قرآن از روی قرآن تقلب کرده بود و آن را به نام خود نوشته بود، ولی در این آیات می بینیم که این ها در اصل گوشه ای از دانش لابذار خداوندی بوده اند. البته بعد ها منجمین از خدا بی خبر برضد اینها گفتند که زمین مرکز عالم نیست و هفت آسمان هم وجود ندارد، اما ایشان بیخود گفته اند و ما می دانیم که گاری تعالی عالم مطلق اند و اگر بفرمایند هفت آسمان داریم، حتما داریم و بقیه نمی فهمند و جزای این نافهمی را در آخرت خواهند دید.
در آیه سینزده به چراغ فروزان اشاره می شود که مراد همان خورشید است که در مدار خود می گردد و هروقت بالا می آید در زمین روز می شود و هر وقت پایین می رود شب می آید.
البته چراغ های دیگری هم داریم که همان ستارگان هستند که خداوند آن ها را برای تزئین آسمان و همچنین پیدا کردن راه کشتی ها و راه مکه توسط حاجی هایی که در شب سفر می کنند آفریده است.
در آیه چهارده به انزال آب از آسمان اشاره می فرماید که مردم قبلا نمی دانستند که باران از کجا می آید و گاری تعالی در این آیه و آیات مشابه گوشه ای از دانش لابذار خود را به نمایش گذاشتند.
در آیه پانزده و شانزده هم به مساله نیاز نباتات به آب برای رویش اشاره فرمودند.
برخی از مغرضان می گویند چه لازم بود که گاری تعالی در کتابی که برای هدایت بشر فرستاده شده ده ها بار به این مسایل پیش پا افتاده اشاره کند؟ در پاسخ باید گفت که اولا شما نمی فهمید و این سوال از نافهمی شماست و همانطور که خداوند صدها بار در همین قرآن وعده داده است، در آخرت هیزم داغ در ماتحتان فرو خواهندکرد. دویّما این ها مسایل بسیار مهمی هستندو مثلا اگر خداوند نمی فرمود که نباتات نیاز به آب دارند، خوب هیچکس لابد به مزرعه اش آب نمی داد و همه ازگرسنگی می مردند، همانطور که انسان ها هزاران سال قبل از اسلام همگی می مردند.

لقاح مصنوعی

آقاجون سلام علیکم
عرضی داشتم خدمتتون
خانواده معظم اینجانبه کارخانه ترشی سازی بشکل تولیدات انبوووه دایر کرده. اونقدر رو گرفتیم و به این و اون رو ندادیم که عمر گذشت!
خلاصه وضعیت خراب اندر خراب….
از خدا و کل محله پنهون نیس از شوما چه پنهون که یه خواهری هس اسمش کلثومه، از خودم ترشیده تر که شیطون زیر جلدش رفته و میخواد منو هم خام کنه که؛ حالا که خبری از شوهرپوهر نیس بیا و لااقل خودمون از خودمون صاحب بچه بشیم

رفتم دی کلینیک این از خدا بی خبرا رو هم دیدم. دستم هم یه برشور دادن به این مضمون:
اکنون به سطحی از تکنولوژی رسیده ایم که میتوان جسم قطبی دوم خانمها را با تخمکشان لقاح داد. فرزندی که بدین ترتیب پیدا میشود، مطمئناً مؤنث بوده و بشکل تصادفی حاوی خصائل ژنتیکی پدربزرگ و مادر بزرگ خود است. (یعنی صد در صد شبیه مادر خود نیست و این تکنیک با همانند سازی فرق میکند

هو اللّم یَل و یُول
السلام علیکم و رحمة اللّه و ممهاته
چون استفتائتان طولانی بود، ما آن را قسمت قسمت جواب دادیم:

خلاصه اینکه میتونن بدون وجود نطفه مرد، آدم رو (ببخشید حوا رو) از خودش حامله کنن.

به اذن الهی می توانند بکنند، اما یادتان باشد تا آن نفخه الهی نباشد روحی در آن نطفه دمیده نخواهد شد.
حکمت این که مرد و زن در هنگام ساختن بچه این کار ها را می کنند هم همین است که این نفخه الهی را یک جوری به درون رحم تلمبه کنند.
لذا اگر راهی برای گذر باد باز باشد، مانعی ندارد، وگرنه آن نفخه باید یک طوری فوت شود که برسد و مستحب است که توسط یکی از اولیاء الله (مثلا خودمان) این باد رسانده شود.

بچه رو به اسم کی شناسنامه بگیریم؟ بجای اسم پدر توی شناسنامه چی بنویسیم؟

حضرت جبرئیل (س)

قوانین ارث چطور میشه؟

اگر دختر باشد یک سوم و اگر پسر باشد نیمی از ماترک شما به ایشان می رسد و مابقی بیت المال مسلمین است.

آخرش بمون چقدر میرسه؟

یک غلمان بکر در آخرت، انشاءالله

آیا بازم میتونیم بی ویزا بهشت بریم؟

خیر، نمی توانید. زیرا بهشت اگرچه زیر پای مادران است و شما هم مادر می شوید، اما چون به رسم دیگر مادران، پایتان به هوا نمی رود، بهشت همان جا زیر پایتان می ماند.

الاحمق

سیّد سنبلعلي الموسوي الکمروني
بست سیّم رفیع المنقل 1430 هق
بیضیه قم