سر در تنور کردن علی

تنبل ابن شیث کنفی گوید علی یک شب که از رسیدگی به امور ایتام و مادران ایتام فارغ شدی، سوی تنور کردی تا سر در آن کرده و توبه نمودی. چون تنور خالی بود، مشتی پهن بر آوردی و در تنور کردی، اما هر چه جستی کبریت نیافتی.
با خود گفتی: هر شب سر در تنور روشن کردمی، یک امشب گو خاموش باش.
بدین روی سر در تنور کردی و سر مبارکش تا ابرو در پهن فرو رفتی.

سر در پهن فرو فتاده به بود
کز خلق خدا چغاله طلب کنی

شب در پی آن یتیم و مادر وی
روزش کلنگ همه بر پای رطب کنی

حضرت سر از تنور بر آوردی و فرمودی:

استَغفِرُ اللهَ وَ اَشکِرهُ بِاَنَّ هَذا بشکِل البُز وَ لَا بهن البَقَرة

کنز الادیان فی معارف بند تنبان
فصل دوم – 17

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.